دغدغه نوجوانان
وقتی با نوجوونا حرف می زنم آخرش به چند تا سوال مشترک می رسیم
حس می کنم که دقیقا نمیدونم چی دوست دارم؟
اگه چند تا چیز رو دوست داشته باشم چی؟
اگه این مسیر رو رفتم ولی خوشم نیومد چیکار کنم؟
من این کار رو بلدم میتونم ازش پول در بیارم ؟
اگه شکست بخورم و پدر مادرم ناامید بشن چیکار کنم ؟
درک می کنم که نوجوونی دوره ایه که میخوای استقلال خودت رو پیدا کنی مسیری رو بری که آیندت رو بسازه یا به قول قدیمی ها دوست داری رسالتت رو پیدا کنی و ببینی چطوری میتونی روی این دنیا اثر بذاری من اینجام تا با هم این مسیر رو بریم و همین که جسارتش رو داشته باشی و مسیر رو شروع کنی خود به خود چراغ های مسیر برات روشن میشه .
تو این مسیر عجله کار رو خراب می کنی باید هی برگردی به خودت و ببینی که آیا اون چیزی که دوست داری هست یا نه
راستی والدینت برات بهترین ها رو میخوان و شکست به معنای تجربه مسیریست که برای اون کار جواب نداده و تو باید یه راه دیگه رو امتحان کنی فقط همین و تو و وجودت رو تعریف نمیکنه اونها تو رو از اعماق وجودشون دوست دارن حتی اگه گاهی وقتا نمیدونن چطوری اونو بروز بدن
اینجا کنار همیم تا توی یک محیط امن خودمون رو بشناسیم و ببینیم که چه شگفتی هایی میتونیم خلق کنیم
دغدغه والدین
بیشتر والدینی که باهاشون سر و کار دارم دوست دارن که فرزندشون مسیری رو که دوست داره پیدا کنه و از بودن در مسیر لذت ببره در عین حال بزرگترین دغدغشون اینه که فرزند من خیلی سردرگمه و نمیدونه که چی میخواد
اینجاست که بهشون میگم یک نفس عمیق بکشید
پیدا کردن شغل و مهارتی که دوست دارید دوست دارند مثل هر کار دیگه ای قرار نیست یهو به آدم الهام بشه بلکه یک مسیر شناخت کشف و خودآگاهی رو طی میکنه و ممکنه این پروسه کمی طول بکشه ممکنه چند مسیر مختلف رو دوست داشته باشه یا حتی لازم باشه چند کار مختلف رو تو سنین پایین به عنوان کار اموزی امتحان کنه حتی توی این مسیر شاید چیزی رو پیدا کنه که تا حالا بهش فکر نکرده پس آروم باشید و بهشون اعتماد داشته باشید اونها میتونن مسیر خودشون رو پیدا کنن